الشيخ محمد تقي بهجت
337
جامع المسائل ( فارسي )
مدت باشد به نحوى كه اندمال بعيد باشد منكر بودن جانى ثابت شد ، مقدم است قول او با يمين او ؛ و همچنين اگر منكر بودن ولىّ ثابت شد با امارات ( اگر چه از آنها طول مدت باشد ) قول او با يمين او مقدم است ؛ و اگر استظهار نشد و از اتفاق بر امرى استفاده نشد ، پس مقتضاى استصحابِ وجوب دو ديه بنا بر مُسقطيت سرايت نه كاشفيت آن تقديم قول ولىّ است . ادّعاى اندمال قطع ، توسط جانى و اگر جانى ادّعا كرد اندمال قطع يد قبل از وفات را براى نفى غير ديه يد ، و ولىّ ادّعا كرد سرايت را براى اثبات ديه نفس ، پس استظهار مىشود موافقت يكى از آنها با امارات ( كه از آن جمله طول و قصر مدت با خصوصيات جراحت است ) ؛ و اگر استظهار نشد ، تقدم قول جانى با حلف بر اندمال ، خالى از وجه نيست . فرض تقدم قول جانى در اختلاف و همچنين در اختلاف در اين كه وفات به شرب سمّ بوده يا به سرايت و [ با ] عدم امارات ، تقدم قول جانى كه موافق اصالة البراءة است خالى از وجه نيست . و همچنين در تنصيف ملفوف در كساء با اختلاف در حيات و ممات در حين قطع ، تقدم قول موافق با برائت كه جانى است در مفروض مسأله خالى از وجه نيست . اختلاف در عيب از جهت مادر زادى اگر اختلاف در شلل عضو مقطوع از زمان ولادت يا نابينايى چشم مقلوع داشتند ، پس تقديم قول مدعى صحت با يمين او در آن چه مستور نيست و اقامهء بيّنه در آن ميسور است ، بلكه در مستور هم ، خالى از وجه نيست . و همچنين اگر ادّعاى حدوث عيب قبل از جنايت نمود . ادّعاى صغير بودن در وقت جنايت ، توسط جانى اگر جانى ، ادّعا كرد كه در وقت جنايت صغير بوده است ، قولش كه موافق برائت از قصاص است مسموع است با يمين . و اگر عاقله ، ادّعاى بلوغ او در آن وقت كردند ، قول ايشان موافق برائت است و در نتيجه از مال جانى است ديه . و با رجوع اين